يه ماهي قرمز تو خواب دريا

در حدود سایه ام پرسه می زنم/ بی خیال اعتبار آفتاب

 

بعضي روزها آدم بايد خودش را بگذارد توي خانه و بعد برود بيرون راحت بين اين ميليون ها آدمي كه در اين شهر پرسه ميزنند توي خيابان راه برود و برايش مهم نباشد امروز آسمان چه رنگي است اگر باران بگيرد سرما مي خورد و سرو كارش به دكتر ها مي افتد دكتر هايي كه نمونه اعلاي آنها را در اين مدت تجربه كرده است كه بيشتر از آنكه توانسته باشند كاري كنند همان خودشان هستند مثل تمام اين چند ميليون آدمي كه توي كوچه ها پرسه مي زنند گيرم پر مدعا تر كه يعني ما بله !و فكر نكند كه يك دوره اي كه تمام شد ديگر گذشته است حتي اگر كلاس هاي استادي باشد كه هميشه دوستش داشته است و فكر نكند چه اتفاقي افتاد كه اين همه غريبه ماند .دور از مهماني هاي پر سرو صداي خانوادگي اين شب ها در همدان كه لابد يك وقتي هم كسي بگويد جاي فلاني هم خاليست و دوباره به شكستن تخمه ژاپني و بحث دولت جديد بپردازد و زندگي هم كم كم چراغ هاي كم نورش را بين اين همه پنجره كه عين لانه ي مورچه هايي است كه روي زمين آورده باشند سوسو؛ روشن كند و لرز برود در وجودت و گوش كني به خنده هاي بيمار جواني كه كف دستش آتش سيگارش را خاموش مي كند و رفقايش به علامت تشويق مي كوبند پشتش و فكر نكني به اينكه خداوند ترا آفريده است كه تمام اين چيز ها را تو ببيني و رها باشي و راه بروي راه بروي و راه بروي در حالي كه آهنگ دل انگيزي در ضبط ماشين روشن كرده اي استارت بزني به سمت خانه و خدا را شكر كني براي همين جاي كوچكي از زندگي كه به تو اختصاص داده است .همين

  
نویسنده : زيبا كاوه يي ; ساعت ٥:٤٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٦ آبان ۱۳۸٤
تگ ها :