يه ماهي قرمز تو خواب دريا

در حدود سایه ام پرسه می زنم/ بی خیال اعتبار آفتاب

 

تو به شيوه ي خودت و براساس آنچه خودت فكر مي كني مرا دوست داري منهم همينطور اما كدام شيوه به علت اصلي دوست داشتن هاي ما نزديك تر است؟ اين حتما سوال زياد مهمي نيست كه اين همه آدم روي اين كره خاكي دارند هي مي نويسند و هيچكدام هم حرف هم را نمي فهمند وفقط گاهي وقت مي كنند كه سركي به آن طرف مرز هاي نا آشنا بكشند و بعد خسته برگردند به همان نقطه اي كه خوب شد كه آشنايي با تو مرا از غربت اين شهر نجات داده است . لا اقل دوجا در اين شهر درندشت هست كه براي من غريبه نيست خيابان تخت جمشيد با دستكش هاي سفيد تو كه براي پيدا كردن من دست تكان مي دهند و سالن سينما عصر جديد كه مطمئنم تو در صندلي كناري نشسته اي هر چند هر از گاهي سرم را مي گردانم و نگاهت مي كنم تا مطمئن بشوم آنوقت خنده دار است كه فيلم سكانس هايش مي شود ...ديشب با با تو ديدم .....تو.....من كه كار خلافي نكردم حاج آقا .....تو......من فقط مي خوام خودم باشم ....تو تا آخر ماجرا.... نگران نشو اينها عوارض پرواز يك پروانه ي رنگارنگ مكزيكي است كه دلش مي خواهد پر بزند برود تا قونيه كه صبح يكدفعه از راهرو هاي اداره نكبت گرفته ما سر در آورد.راستي مي داني پروانه هاي كوير قشنگترين پروانه هاي دنيا هستند . به افتخار بوي اسپند هورا .

 

 

  
نویسنده : زيبا كاوه يي ; ساعت ٧:٠٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۸ آذر ۱۳۸٤
تگ ها :