يه ماهي قرمز تو خواب دريا

در حدود سایه ام پرسه می زنم/ بی خیال اعتبار آفتاب

شمس تبريزی

يكي مزيني (آرايشگري ) را گفت :تارهاي سپيد از محاسنم برچين !مزين نظري كرد ، موي سپيد بسيار ديد . ريش ببريد به يكبار و به دست او بداد . گفت كه : تو بگزين كه من كار دارم
 
كافران را دوست مي دارم ازين وجه كه دعوي دوستي نمي كنند مي گويند ما كافريم ! دشمنيم*
 
بسوختم كه ساختن در سوختن است خرابش كردم كه عمارت در خرابي است*
 
آزادي در بي آرزويي است*
 
بعضي خيال خود را به خدايي گرفته اند *
 
عقل اين جهاني زبون طبع است*
  
نویسنده : زيبا كاوه يي ; ساعت ۱۱:٠٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٠ آذر ۱۳۸٤
تگ ها :