يه ماهي قرمز تو خواب دريا

در حدود سایه ام پرسه می زنم/ بی خیال اعتبار آفتاب

 

مريم دختر بسيار خوبي است .بخصوص از پشت تلقن! (شوخي كردم ) منطقي راهگشا و محكم. شاعر خيلي خوبي هم هست بعد از مدت ها كه كمتر شعر خوب خوانده ام يا شنيده ام شعري برايم خواند كه به دلم نشست .
اين مشكل تخته شدن در وبلاگ ها توسط نويسندگان آنها هم كه مد روز امروز شده است .(منظورم اصلا هم ستاره ام نيست ) كاملا با مريم موافقم كه تازگي ابزاري اين مديا مانع از شناسايي كاركرد هاي موثر آن و راهكارهاي استفاده از اين ظرفيت هاي رسانه اي براي خيلي ها شده است. حتي اگر در فهرست پرشين بلاگ هم نگاه موشكافانه تري بيا ندازيم مي بينيم در همين تقسيم بندي موضوعي هم هنوز خيلي از خطوط با هم به قول فرنگي ها اور لب دارند. يا آنقدر به موضوعات به شكل انتزاعي نگاه شده است كه ارتباط موجه و واقعي آنها هم ناديده گرفته شده و يا اينكه خط و خطوط آنها هنوز كاملا مشخص نيست . اين مشكلي تاريخي است كه همه ي ما به نوعي با آن سر به گريبانيم . اينكه كاري را بدون شناخت كامل آن شروع مي كنيم وسط كار تازه به اين فكر مي افتيم كه چرا و همين جا ممكن است به كلي از كاري هم كه انجام شده دلسرد شويم و به يك باره آن را قطع كنيم .
تمايل به گفتگو در ملتي كه همواره در پوشش و لفافه حرفش را زده است آنقدر كه واقعا گاهي آدم به لزوم افعال معكوس برره اي پي مي برد آنقدر اجتناب ناپذير شده است كه به مجرد يافتن هر مديايي (فارسي دقيقش فكر كنم بشود رسانه )بي محابا به استفاده از آن مي پردازد .فرصت تنگ وامكان كم شنيده شدن در مردم ما تمايلي افراطي را به استفاده از هر امكان موجود ايجاد كرده است بدون در نظر گرفتن كار كرد هاي خاص هر وسيله ارتباطي
بعضي وقت ها دلم براي قلم و كاغذ تنگ مي شود . خودم در اين مورد تجربه بسيار جالبي دارم . هر وقت كه حالم خوب بود از خطم مي توانستي بفهمي . در واقع فرم نوشتاري كلمه و رسم الخط و شيوه نگارش مجموعه ي مشتركي بودند كه به انتقال حسي و مفهومي متن كمك بسياري مي كردند . خطوط نا مستحكم حاكي از تزلزل روحي نويسنده اش بود . اين امكان در حال حاضر و با ابزار هايي كه همه چيز را به سمت يكدستي پيش مي برد و با حذف امكان انتقال ديداري از نظر فرم و خوشنويسي ؛ وظيفه ي نوشتاري متن را بسيار سنگين تر كرده است .
غرض از اين همه حاشيه گويي رسيدن به اين منظور است كه براي موفق ماندن در عرصه ي جديدي كه به علت كثرت ، تنوع و سرعت همه ي ما را به بيگاري بزرگي براي توليد متن و نوشته گرفته است( تعبير گرفته شده از مريم است ) نيازمند بازنگري و تعيين دقيق حدود وظايف و خواسته هاي ما از اين نوشتن هاست . اين خطر آنجا بزرگتر مي شود كه به ياد بياوريم ما يك ملت شفاهي بوده ايم و تا پيدا كردن حد وحدود ثبت خود نوشتاريمان؛ فاصله ي زيادي داريم . بخصوص اينكه همه ي ما بيشتر از آنكه تمايل به خواندن ديگران داشته باشيم دوستتر داريم كه ديگران ما را- عليرغم عدم رعايت بيشتر موازين- بخوانند .
  
نویسنده : زيبا كاوه يي ; ساعت ۳:٠٦ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۱ آذر ۱۳۸٤
تگ ها :