يه ماهي قرمز تو خواب دريا

در حدود سایه ام پرسه می زنم/ بی خیال اعتبار آفتاب

برای استاد مسلم عشق ورزی بی هيچ انتظاری

نه خسته عزيز تمام تلاش ها و خواستن ها و پافشردن ها و ....حالاكمي بخواب ! چشمانت هميشه بيدار تنهايي ما بوده است . ما ترا داريم ! تنهايي تمام شده است و نسلي كه بر رد پاي تو راه مي رود مي داند طعم خنكاي دستهاي تو در برهوت هرچه مردانگي چقدر زنانه و انساني شمعداني ها را سيراب كرده است .ما با دست هاي توست كه طعم زندگي را بعد از سالها چشيديم طعمي كه از بويناكي دلپذيرش جان هاي ما تا هميشه معطربودن تو ، زنده خواهد ماند

  
نویسنده : زيبا كاوه يي ; ساعت ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٩ آذر ۱۳۸٤
تگ ها :