يه ماهي قرمز تو خواب دريا

در حدود سایه ام پرسه می زنم/ بی خیال اعتبار آفتاب

 

كسي را دوست دارم بر اساس غريزه ي مشتركي كه ارواح رنج كشيده مان را به هم پيوند داده است . من از قديمتر و او با دغدغه هايش از قديمتر و جديد . مثل شاپركي در اطرافش پرواز مي كنم و حدود مرز هايش را با شاخك هايم ترسيم مي كنم . محدوده بزرگي كه چندين بار براي رفع خستگي بايد بنشينم و بلند شوم . دوباره پرواز كنم .اينكه در اين محدوده چه چيز هايي انتظارم را مي كشد يا چه چيز هايي پيدا خواهم كرد  چندان مهم نيست .من به همين پرواز دلخوشم .

 

 

 

  
نویسنده : زيبا كاوه يي ; ساعت ٢:۱۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱ دی ۱۳۸٤
تگ ها :