يه ماهي قرمز تو خواب دريا

در حدود سایه ام پرسه می زنم/ بی خیال اعتبار آفتاب

 

به خاطره چشم هاي تو كه فكر مي كنم دستم از تمام نوشته هاي دنيا خالي مي شود . رنج كشيدن تو در من پژواك مي كند و دوبار رنج مي كشم اول از آن چه تو را رنج مي دهد و دوم ازشيوه ي  رنج كشيدن نجيبانه ي تو . مي دانم وسعت و بزرگي روح تو آنقدر است كه تمام توجهات و تلاش هاي من كمكي به كم كردن سنگيني آنچه  با خودت برداشته اي ؛ نمي كند . من فوقش بتوانم چشم كوچكي باشم كه نظاره گر تحمل تو است . بعضي وقت ها از خودم بدم مي آيد .بيشتر وقت ها از آن هايي كه تو انتظار داري كه بفهمند و آنقدر در خودشان و خواسته هاي محقرشان غرق شده اند كه حتي اگر هم متوجه باشند كه مطمئنم هستند به روي خودشان نمي آورند . آدم ها در يك چنين شرايطي است كه نشان مي دهند چكاره اند . .براي ما كه عمري عادت كرده ايم تمام خوبي ها و بدي ها را در هزار لايه ي ابهام و استعاره و ... بپوشانيم برخورد با واقعيت عريان فرسايش دهنده است . دلم مي خواست كه هيچكدام اين اتفاقاتي را كه دارد مي افتد نمي ديدي .نه اينكه اينها منحصر به تو باشد اما براي من تاثيراتي كه لختي زننده ي اين اتفاقات بر تو بخصوص مي گذارد اهميت زيادي دارد . اين روز ها زندگي به آدم هاي زيادي ظلم مي كند . آدمها هم به خيال اينكه شايد گريبان آنها را نگيرد حتي به ابزار اعمال آن تبديل مي شوند با اينكه به خوبي ميدانند چند روز ديگر نوبت آنهاست و هيچ گريزي از آنچه خود مي سازند نخواهند داشت . شايد توانايي كلمات در برابر قدرت تلخ اين اتفاقات پاسخگو نباشد اما يك واقعيت وجود دارد اينكه به هر صورت تمام اين ها خواهد گذشت به هر تقدير همه ي ما اين روزها را خواهيم گذراند زندگي خودش را معطل هيچكدام ما نمي كند بدي هاي ما ر و خود ما را ا تف مي كند و به راهش ادامه مي دهد . اما اين خيلي بد است كه هر كدام ما فردا در برابر پرسش بچه هايمان قرار بگيريم كه بي ترديد از ما خواهند پرسيد براي همه چيز و ما نمي توانيم جواب ندهيم . حتي نمي توانيم دروغ بگوييم و بعد بچه اي كه شايد يكي از هزاران توجيه بدي هايي است كه ما در حق ديگران كرده ايم ابرو بالا بياندازد مثل برخورد با يك لاشه ي بد بو دماغش را بگيرد و بگذرد . دنيا كوچك تر از آن است كه آدم براي تصاحب موقتي بخشي از آن ؛ انسان هايي را آزار بدهد كه آبروي انسانيت هستند و خداوند ميليونها از آن يکی  آدم ها را به خاطر شرف وجود اين ها  خلق مي كند . بشر هر چه از  كثافتی  که به آن آلوده شده است فرار کند  باز زماني كه در نهايت با خودش تنها مي شود از بدي بوي وجودش آزرده خواهد شد . ما مكافات بدي هايي هستيم كه براي خودمان توجيه كرده ايم و آبرويي كه از فرداي كودكانمان داريم دريغ مي كنيم.

  
نویسنده : زيبا كاوه يي ; ساعت ٩:۳۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٧ دی ۱۳۸٤
تگ ها :