خوب است که بتوانیم زندگی کنیم .خوبتر است که بتوانیم دوست داشته باشیم .غمگین ترین روز ها روز هایی اند که یاد می گیریم تنهاییم

و تنهایی درد عجیبی در اندیشه ما تیر می کشاند مثل میدان تیر

اعدام شدم با دستی که من تفنگش هستم در بستر اعتمادی که یعنی از این ها نزدیک تر هم آدمی هست ؟ آنقدر نزدیک که پرتابت کنند میان هراس و آشفتگی این شهر رفیق کش میان دست های لاشه هایی که با اینکه شکل ستاره ه اند بوی گند می دهند و با اینکه می خندند دندان های تیزشان مو بر تن آدم سیخ می کند . می شود انسان این همه مرده باشد؟در این حجم متلاشی متواتر؟

/ 3 نظر / 2 بازدید
مهدی

انسان مرده به دنیا می آید و هیچ کس این را نمی فهمد. هر کس دیگری است هیچ کس من نیست و این دردناک واین تلخ. ما دیگر موجوداتی ساده نیستیم ما پیچیده شده ایم و نجاتی در میانه نیست. تکامل آدمی به انقراضش می انجامد.

فاطمه.::.گل یخ.::.

دعوتنامه برای تولد پرشین بلاگ را در وبلاگم بخونید...موفق باشید