به نشانی هيچ کجا۱۸

سلام

وقت زیادی است برایت ننوشته ام . شاید از تکرار _ تکراری ها ترسیده ام.یا از ترس_ تو از تکرار یا از پناه بردن به خاطره در حالی که تو همیشه در همین نزدیکی هستی .شاید از ترس_ بودن_ خودم و اینکه مرز تمام ناشدنی_ من در محدوده ای که می خواهم با صدای بلند دوستت می دارم را زندگی کنم در سرزمینی که نمی شود زیر لب هم گفت دوستت می دارم.

خیلی وقت است ترانه تازه ای از دور دست_ روزگار در گوش شب نپیچیده . بادها فقط هو می کشند وحشت_ انسان را و تو که تمام روز تکه پاره های بشر را وصله می زنی به صلح و من که از فاصله ای کوتاه با لبخندی به خاطر سپردنی نگاه می کنم و پس لرزه های_ سکوت را در سقوط_ هراس تجربه می کنم . با دستهایت که در نگاهم ثابت مانده است و سرنوشتم را به روز ،به بشر و به تکه پاره هایی به نام نامی زندگی ...وصله ....

چقدر مهربانی_ دست هایت را دوست می دارم .وقتی که با باد گره خورده نگاهت در آسمان تهی از عاشقانه هایی که به نام نامی زندگی ...باران خورده و خیس ازتازه و تو کنار لبخندم به نام نامی- زندگی صلح را وصله می کنی به تکه پاره های بشر

و آشفتگی موهایم که در دستان تو بافته می شوم در بشر، صلح و تکه ای که رنگ من است با دست تو که نقاشی ام می کند در روز

آسمان ما کجاست ؟

/ 6 نظر / 5 بازدید
ايلياد

نميدونم چی بايد بگم فقط ميدونم اگه بر نمی گشتی دنيای وبلاگها يکی از ارزشمندترين نويسنده هاشو از دست ميداد و اين غصه ای نبود که به راحتی بشه باهاش کنار اومد.

ايلياد

نميدونم چی بگم ٬ نه اينکه حرفی برای گفتن نداشته باشم ٬ برعکس خيلی حرفها واسه گفتن دارم ولی فکر ميکنم با برگشتنت ديگه بیان کردنشون مهم نيست ٬ مهم اينه که بر گشتی

ايلياد

و مهمتر اينه که من يه استاد ..... رو از دست ندادم (جای ..... هر چی دلت خواست بزار).

ايران

رسول عليه السلام گفت. روزگاری آيد بر مردمان/ که مرد دين سلامت نيابد /مگر که گريزد از جايی به جايی و از کوهی به کوهی و از سوراخی به سوراخی/ چون روباهی که خويش را از خلق مي دزدد. گفتند يا رسول الله اين کی باشد/ گفت چون معيشت بی معصيت بدست نتوان آورد. /آنگاه عزب بودن حلال شود.