میان جراحت جرات من تا رنجش تو فاصله دستانت بود دلم می لرزد روی می گردانم خاموش می شوم

/ 4 نظر / 2 بازدید
ميترا

مي گفت اگه مرحم نيستي براي زخمهام حداقل، زخمم نزن! مي گفت: حالا كه عاشقت شدم آزارم نده... ميگفت: ستايشت مي كنم! رهام كرد!!! بين اين همه آدم خاكستري، حتي من رو به كسي هم نسپرد، انگار يادش رفته بود توي اين مدت چقدر من رو از تنها بودن ترسونده بود .... رفت .....

مبین.م

دلت میلرزد....دستت میلرزد و گاهی هم مغزت

میرزایی

سلام عزیز وبلاگ سکسکه های یک مست با معرفی چند لینک ، یک بداهه ، یک "چهارپاره ی مرکب" و مطالب دیگر بروز شد حوریه فقه خواند و حوری شد به جهنم اگر چه حوریه ات .... من نمک - گیر یک لبی هستم ته دریاچه ی ارومیه ات دل من شور می زند مرجان ! منتظر حرف و نقدهایتان هستم نادعلی