دلم برای بنفش هایت تنگ شده است در این زرد مات و کدر که روز ها را می بلعد . حادثه ها تازه می شوند در متنی که تو نیستی و آفتاب بالا می آید بدون صدا . نگاهت را در آستانه برگزیران سحر جا گذاشته ای و من نمی دانم کنار کدام خاطره صبح را دوباره آغاز کنم با صدای خش خش برگ هایی که ریخته اند .

/ 4 نظر / 2 بازدید
ستاره

سلام خطه ات را در صبحی بهاری آغاز خواهی کرد البته اگر خودت بخواهی موفق باشي و منتظرتم به اين سايت هم يه سري بزن http://www.shafaa.com/Didactic/Didactic000175.aspx

*(`'·.¸(`'·.¸* گروه ایرانشناسی*¸.· '´) ¸.·'´)*

گروه ايرانشناسي پرشين بلاگ از وبلاگ نويسان فعال و علاقمند دعوت به همکاري مينمايد. تيم ايران شناسي پرشين بلاگ ازتمام کاربران فارسي زبان دنياي مجازي دعوت به همکاري مينمايد تا اطلاعات مربوط به استانهاي مختلف ايران و شهرهاي دور و نزديک را در اين مجموعه با کمک هم گردآوري کنيم. ما ميتوانيم . . . www.iranset.persianblog.ir