شمس تبريزی

يكي مزيني (آرايشگري ) را گفت :تارهاي سپيد از محاسنم برچين !مزين نظري كرد ، موي سپيد بسيار ديد . ريش ببريد به يكبار و به دست او بداد . گفت كه : تو بگزين كه من كار دارم
 
كافران را دوست مي دارم ازين وجه كه دعوي دوستي نمي كنند مي گويند ما كافريم ! دشمنيم*
 
بسوختم كه ساختن در سوختن است خرابش كردم كه عمارت در خرابي است*
 
آزادي در بي آرزويي است*
 
بعضي خيال خود را به خدايي گرفته اند *
 
عقل اين جهاني زبون طبع است*
/ 2 نظر / 2 بازدید
mina

خوشحالم کردی که به من سر زدی باز هم منتطرتم

افشین

سلام! يک نظر بدهکارم. شرمنده که دير شد. برای دوست صاحب نظری ارسال کرده ام. وانگهی استعداد خوبی داری به شرطی نگاهت تلخ نشود. دوست دارم اگر مايل باشی بيشتر در اين باره کنکاش کنيم. ببوسش از طرف من!!