در استقبال زمستان

در جای پای خرگوشی دویدم

میان کوه

بر پنجه های پرنده ای ناشناس پریدم

تا زبری طبیعت بر جانم نشست

افتادم

برخاستم و برف ترد را از دامن اندیشه ام تکاندم

++++++++++++++++++++++++++++++++

دو سپیدار بی برگ

دوازده لانه کلاغ

ثروت دشت لخت

سردی برف های سفید

+++++++++++++++++++++++++

نگاه می کنی

وسیعترین کرانه برفی

و رشته های سفید کوه در خیال نگاهت ترانه می خواند

چشم فرو می اندازی

کوه میان دلت به خواب میرود

++++++++++++++++++++++

با راه که حایل است میان اندیشگی ما

آشتی می کنم

جای پای تو در برف مانده است

/ 5 نظر / 10 بازدید
ساجده

واقعا زیبا بود جدا می گم سبز باشی[گل]

ایران

خیلی لطیف و زمستانه مخصوصا برای من که از پشت کامپیوتر هم کوههای پر برف را میبینم و هم هوای برفی امروز را

باغ برگی

درود همزبان روحم از آسمان خیالت تر شد عمق چشمم ز همیشه بهتر شد گذری کن ز باغ بی برگی شاید از نظری معطر شد

«چاي تلخ»

دخترك با گونه‌هاي سرخ گُلي گل سرخ مي‌چيند شرحي بر گل سرخ مي‌نويسم غزل مي‌شود... * دوباره چاي تلخ.

محمد صفاری

زیبا مینویسی زیبا جان،‌خیلی خیلی زیبا، کاش اینجا بودی... موفق باشی خانومی