از تو دلخور نیستم . از همه کسانی هم که میروند و می گذرند  دلخور نیستم . از باد که به فراخور روزگار می وزد . از پرنده که برای گذران زندگی علیرغم قفس می خواند .از آفتاب که بیعار شده است هم حتی دلخور نیستم . اصلا راستش را بخواهی کسی که خودش نیست از چه کسی می تواند دلخور باشد . از جگرکی سر کوچه هم که می داند دل خوری یعنی چه که بپرسی خوب می داند نیازی نیست ارسطو باشی تا بتوانی در فلسفه زندگی غرق شوی . تا حالا چند بار دیده ای ماهی قرمزی غرق شده است و از آن تعجب کرده باشی؟ 

/ 4 نظر / 5 بازدید
ایلا

تسلیم را تمرین کنید که این شاه کلید عشق است .

شازده خانوم

دلخور نبودن دل دريا ميخواهد. اما من به وسعت يک دريا دلخورم

کرگدن

کاش دلت دریا نبود تا پناهی می جستی!