كسي را دوست دارم بر اساس غريزه ي مشتركي كه ارواح رنج كشيده مان را به هم پيوند داده است . من از قديمتر و او با دغدغه هايش از قديمتر و جديد . مثل شاپركي در اطرافش پرواز مي كنم و حدود مرز هايش را با شاخك هايم ترسيم مي كنم . محدوده بزرگي كه چندين بار براي رفع خستگي بايد بنشينم و بلند شوم . دوباره پرواز كنم .اينكه در اين محدوده چه چيز هايي انتظارم را مي كشد يا چه چيز هايي پيدا خواهم كرد  چندان مهم نيست .من به همين پرواز دلخوشم .<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

 

 

/ 0 نظر / 2 بازدید