بعضي روزها آدم بايد خودش را بگذارد توي خانه و بعد برود بيرون راحت بيناين ميليون ها آدمي كه در اين شهر پرسه ميزنند تويخيابان راه برود و برايش مهم نباشدامروز آسمان چه رنگي است اگر باران بگيرد سرما مي خورد و سرو كارش به دكتر ها ميافتد دكتر هايي كه نمونه اعلاي آنها را در اين مدت تجربه كرده است كه بيشتر از آنكهتوانسته باشند كاري كنند همان خودشان هستند مثل تمام اين چند ميليون آدمي كه تويكوچه ها پرسه مي زنند گيرم پر مدعا تر كه يعني ما بله !و فكر نكند كه يك دوره اي كهتمام شد ديگر گذشته است حتي اگر كلاس هاي استادي باشد كه هميشه دوستش داشته است وفكر نكند چه اتفاقي افتاد كه اين همه غريبه ماند .دور از مهماني هاي پر سرو صدايخانوادگي اين شب ها در همدان كه لابد يك وقتي هم كسي بگويد جاي فلاني هم خاليست ودوباره به شكستن تخمه ژاپني و بحث دولت جديد بپردازد و زندگي هم كم كم چراغ هاي كمنورش را بين اين همه پنجره كه عين لانه ي مورچه هايي است كه روي زمين آورده باشندسوسو؛ روشن كند و لرز برود در وجودت و گوش كني به خنده هاي بيمار جواني كه كف دستشآتش سيگارش را خاموش مي كند و رفقايش به علامت تشويق مي كوبند پشتش و فكر نكني بهاينكه خداوند ترا آفريده است كه تمام اين چيز ها را تو ببيني و رها باشي و راه برويراه بروي و راه بروي در حالي كه آهنگ دل انگيزي در ضبط ماشين روشن كرده اياستارتبزني به سمت خانه و خدا را شكر كني براي همين جاي كوچكي اززندگي كه به تو اختصاص داده است .همين<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

/ 0 نظر / 2 بازدید