برای صبح روز بعد از این بی خبری

همه چیز شکل همین لحظه است
که پای شتری در گل روزگار نخواستن تا زانو
زده ایم روز را
بی پرده می خوانم و
ناله می کند سحر برای مرغی
که خواسته بود پرنده شدن باشد در جولان بادبادک بلند
تقصیر تو نیست
من هیچ خبری از انسان نگرفت
نبود نگرد نیست
مدفون می کنی ام میان واژه های بوی غربت گرفته ی نارنجی
دروغ های در اهتزاز بر فراز بادکنک های قهوه ای
شبیه مادر همه را دوست دارد به یک اندازه کمی تا قسمتی مفرط
چانه نمی زنم برای حق حیات پر از نیلوفر
کافی است آپارتمان کوچکی برای دربدری هایش
رنگ تو را بزنند روی بقیه رنگ های شکل نیافته
روی کابوس هایی که می پرانند دلم را از خواب غفلتی که چه حیف
سوسو می زنم که این روزها کور شده نور
جا پای بزرگ دروغ گذاشته ام با سر
سرنگون شده ،خالی ، سرد
آفتاب
کورِ دو دستی که در چشمهایش نشانده اند به ضرب هیولا
تق تق صدای پای تهاجم چه بلند است درخت برای چیدن میوه
سنگین منم از گناه که سیب ناخورده در دهانم باز
خوردن، دریدن ،پاره شدن ،اشک رویا های کودکی
در چنگ روزهایی که بابا آب داد کدام گل را ؟
ت ت ت ترسیده ام از خودم در این نا امنی که نمی دانم کجا
تاریکم از هول دغلکار روز ها
آواز هول شروع شده در مراثی آدمی
وبشر افتاده به زانو برابر اورادی مکرر
نامت نکو بود تا سیب
ندانستی اش را تا دروغ
و انسان تباه شد
آغاز نفرین

/ 7 نظر / 5 بازدید
کرگدن

تبریک! شعر قوی، حسی ودر زبان آوانگارد است. باید راجع اش نوشت. کاری که حتما می کنم . از خودت راضی باش زیبا، جدی می گویم. کار را می فرستم برای فروغ با تاویلی به پیوست. به احترام شعرت، بلند می شوم جلوی پایت و پیشانیت را می بوسم. سید محمد مهدی شهیدی

آقای کلمه

سلام! خيلی تخت و يکنواخت بود نوسانی فرازوفرودی که ماطب روهمراه خودش کنه نداشت ! شاد باشی

کرگدن

اصلا معلوم هست کجایی، دخترِ گل های بنفش!

رضا

سلام ...زيبا بود و عميق ...

ناهيد سرشگی

سلام به زيبای عزيز مدتهاست که از شما عزيزم بی خبرم چند بار زنگ زدم محل کار موفق نشدم و شماره همراه شما را هم به علت خراب شدن گوشی همراهم پاک شده است لطفا زنگ به من بزنيد . و . . . و

ستاره

سلام خو ش به حال دلدادگان که هر چه بينند رخ يار بينند منتظرت هستم راستی از اين سايت غافل نشو http://www.shafaa.com/Didactic