امروز هم می گذرم
خط کشیده ام کنار صفحه ی این لحظه هم
و باور نکرده ام
من تمام می شود با سرودی از آب های پاییزی
درک همین لحظه هم توهم رویا است
در کوچه باغ صدایی که پیچیده است
در باد و خواب و
لحظه ای هم شاید از پابرهنگی دو دست من

/ 3 نظر / 2 بازدید
صديقه سعيدالهی

و باور نکرده ام تمام تو در همان لحظه ای که... دست های پاییزی من برهنه شد ! یک توهم بود و یک ت و ه م -------------------- سلام ای دوست ...شعر فضای لطیفی داشت فقط باید کمی روش کار می کردید .... بدرود.

ایلیاد

سلام نمیدونم دیگه چی باید بگم...................... بهر حال هم دلتنگ هم نگران ..................